جنبش آزادیخواهی ایران که جنبش سبز نیز بخشی از آنست پس از خرداد1388 وارد فاز جدیدی از تحولات شد.هرچند برکات بسیاری برای این تغییر پرشتاب قابل شمارش است اما ارزشمندترین این برکتها را باید پرده برانداختن از چهره رهبر اصولگرایان (خامنه ای) دانست.اگر این تحولات نبود امکان نداشت او بااین سرعت نقاب ازچهره برگیرد.از سوی دیگردرکوران این تحولات عده ای به دلایلی که لابد برایشان مهم است به تمرکزبرحضور خیابانی اصرار فراوان داشتند.موج فردا درهمان ابتدا به فرسایشی بودن حضور بی محابا اشاره کرد اما احساسات دوستان کمتر اجازه داد که تحلیلهایی با این سمت وسو شنیده شوند.اساسا کنشگری سیاسی باید مبتنی بر فرصت شناسی هوشمندانه وبا نیم نگاهی به شرایط انجام شود والابه بازتولید سرنوشت امثال هخا منجرخواهد شد.حاکمیت سالها با تکیه برپول ومشاوران غیبی بر نحوه کنترل اجتماعی متمرکز بوده وپدافند غیر عامل را طراحی کرده است وامروز که خبر دانش آموختگی رهبر اصولگرایان از دانشگاهی در روسیه منتشر شده وخبرش باید قریب به یقین هم باشد بهتر می توان به کیفیت این طرحها با کمکهای بیرونی نظرانداخت.کنترل اجتماعی در حال انجام بیش از یک دهه پشتوانه دارد ودر برخورد با آن باید بسیار هوشمند بود.این طرح چنان دقیق وگسترده است که حیرت آدمی را برمی انگیزد.اگر رهبر اصولگرایان ملی بود واین همه انرژی را به جای سرکوب وخفه کردن مردم صرف آبادی کشور می کرد اکنون شرایط به گونه ای دیگر رقم می خورد.خلاصه اینکه طیفهای گوناگون جنبش اگر بنا دارند شاهد آزادی را در آغوش ملت خویش ببینند باید هوشمندانه تر از اینها عمل کنند.در ادامه نکات زیر را به نگاه نقاد خوانندگان عزیز می سپارم:
اولابدون دقت درعملیات پدافند غیر عامل وتلاش برای خنثا کردن آن هرحرکت اعتراضی وبلکه هر کنشی محکوم به ضعف وشکست است. این طرح که سازمانی برای طراحی آن بنیانگزاری شده تابدان حد جامع است که از کنترل اینترنت گرفته تا اعدام زندانیان در روزهای خاص(نظیر آنچه در وکیل آباد مشهد اتفاق افتاد وگفتیم که هدف آن مهار احتمال شورش در زندانهاست) وحتی برخورد با شرکتهای هرمی را در بر می گیرد.اعزام قناصه دار بر بامها نیز روشی روسی برای کنترل اعتراضات است که به نوعی در همین طرح قابل جستجوست.بی شک به همین زودی ارتباط اینترنتی با بیرون از مرزها قطع خواهد شد واحتمالا بهترین زمان برای این کار تعطیلات نوروزی خواهد بود(این خبررا منبعی نسبتاموثق به موج فردا داد همین منبع چند خبر دیگررا نیز داده بود که صحت آنها را از طریق منابع دیگردریافتیم ازجمله این اخبار نگرانی شدید استبداد از عدم حضور مردم در انتخابات است که آخرین نظرسنجیهای اطلاعات وصدا وسیما برایشان تکاندهنده بوده است.برای این معضل چند راهکار اندیشیده اند که یکی اعزام مبلغان به تاکسیها واتوبوسهای عمومی برای تبلیغ ضرورت شرکت در انتخابات آنهم با تکیه بر خطرات دشمن واین حرفهاست گویا برای روزهای پایانی تبلیغات نیز برنامه هایی دارند). قطع ووصلها واختلالات چندروز اخیردر اینترنت را نیز باید نوعی تست عمومی شرایط وسنجش کارآمدی پورتهای کلیدی به حساب آورد.جنبش برای این خلا چه برنامه ای اندیشیده است؟ایرانیان عزیز مقیم خارج مهم اند اما باور داشته باشیم که بار اصلی جنبش بردوش ایرانیان اسیرشده درزنجیر استبداد درداخل کشوراست.شبکه های اجتماعی که ایرانیان داخل در آن عضو نباشند مفید نخواهد بود.ثانیا با این فراخوانها انرژی متراکم ملی تحلیل می رود ودر زمان نیاز با کمبود انرژی مواجه خواهیم بود.نکته مهم اینکه جنبش از دوجبهه با بحران رسانه نیزمواجه است.در یک جبهه خودجنبش به استثنای رسانه مدرن اینترنت(البته فعلا) وچند تلویزیون ماهواره ای رسانه ای با برد عام در جامعه ندارد وهمین رسانه ها نیز در توطئه های روز افزون پدافند غیرعامل گرفتارند ودرجبهه دیگرحکومت استبداد با رسانه هایی متنوع وبدون کمترین مزاحمت عام جامعه را تحت پوشش گرفته بساط فریبش را گسترش می دهد.نگوییم که چون صدا وسیما کم مخاطب شده اوضاع به نفع جنبش است.به هرحال این رسانه سهل الوصول است وتاحدی برد خودرا درمیان طبقه ضعیف جامعه دارد.این برد با امدادگرفتن از تکنیکهای رسانه ای ودر شرایط حساسی چون انتخابات خیزش واعتراض عمومی را به تاخیر می اندازد.دوستان بدانند که دربسیاری از موارد حتی درهمین حضورهای خیابانی اکثریت مردم از زمان ومکانها بی اطلاع مانده اند واین جز ضعف رسانه های فراگیر هیچ دلیل دیگری ندارد.نباید به انتظار اقدام حکومت نشست تا همه راهها را مسدود کند.پیش از قطع کامل راههای ارتباطی باید تدبیری جمعی اندیشید.باید فورا به راههای ارتباطی نوینی فکر کرد که درصورت نبود اینترنت به آنها نیازمبرم داریم.ضمن اینکه می بایست رسانه های استبداد را نیز هدف قرار داد.تا ابزار رسانه در دست آنان است سرعت پیروزیهای ما که همانا از راه آگاهی بخشی به عام جامعه بدست می آید کند خواهد شد.دریادداشتی نوشتیم که باید از مدعیان حمایت از حقوق بشر در ایران خواست که اگردر ادعای خود در حمایت از ملت درزنجیر ایران صادقند به جای جنگ افروزی با صرف کمترین هزینه رسانه های حکومت را از کار بیاندازند.متاسفانه تاکنون از این پیشنهاد کلیدی حمایتی نشده است. یادمان باشد که اکنون زمان دامن زدن به این بحث است وفردا سودی به این چربی ونقدی نخواهد داشت.
بی توجهی ما به جنوب وحاشیه شهرها کلید موفقیت استبداد است.حتی در فراخوانها نیز به جای شوش ونک را انتخاب کردیم.با این روش استبداد پیش خواهد آمد وما گرفتار فرسایش خواهیم شد.
ریزش نیرو درجبهه غارت که شتاب روز افزونی گرفته برای جنبش ما غنیمت است.این نعمت بزرگ را با انسجام درونی خودمان پاس بداریم.حرکات تقرقه افکنانه ومواضع نسنجیده که با پریدن به این وآن تجلی پیدا می کند آفت بزرگ ونشان کم هوشی ملی ماست.دلیلی ندارد که در این شرایط دیگران را طرد کنیم.رضا پهلوی اگر به مبانی جنبش پایبند است چرا باید مورد بی مهری ما قرار گیرد؟!آقای بنی صدر را چرا تخریب می کنیم؟!فرخ نگهدار یا حتی حزب توده راچرا از خود می رانیم؟باور کنیم که این حرکات به نفع استبداد تمام شده ومی شود.بیاییم هر تفکری را که به استقلال ،آزادی وحاکمیت ملی پایبند است را زیر چتر جنبش گرد آوریم.چرا باید کارمان به جایی بکشد که آرزوی حمله به کشوربه آخرین امید فعالان جنبش بدل شود؟ هیچ دقت کرده ایم که حکومت بیشتر معتدلان متفکر را زیر ضرب فشار می گیرد تا هوچیگران را؟آیا این به ما نقشه راه نمی دهد؟
به خودمان و دوستان جنبش هشدار می دهیم که مبادابه دلیل بغض فراوان حاصل از عملکرد استبداد به دام همدلی وهمراهی با حمله نظامی به ایران بیفتیم.ایمان داشته باشیم که یک نامه نوری زاد از هزار موشک تام ویک لشگر تفنگدار بیگانه موثرتر است.یک خروش مهدی خزعلی خود با حمله ده ناو هواپیمابر خارجی برابری می کند.عجله نکنیم.ایران متعلق به ماست وخود می دانیم چگونه گندی را که به آب گرفته ایم را بشوییم.هرچه مبارزه بیشتر طول بکشد آینده روشن تر ومطمئن تر است اما مهم نوع ونحوه مبارزه ماست.اگر یک هفته حکومت بی رسانه شود ارزش این ادعا روشن تر خواهد شد.امروز نارضایتی وخشم چنان فراگیر شده است که هیچ نیازی به حمله نظامی نداریم مگر اینکه بیگانگانی که در رسیدن ما به این احوال دست داشته اند برای جلوگیری از روشدن دستشان عجله داشته باشند که این حرفی دیگر است.ما ملت غافل وناهوشمند خود غفلت کرده ایم وخود نیز باید تاوان این غفلت را بپردازیم.ستمگران باید پس از آماده شدن افکار عمومی در دادگاههای ملی با غل وزنجیر حاضر شوند وپاسخگوی خیانتها وجنایتهایشان باشند.ما بنا نداریم صدامها ومبارکهایمان را دودستی تقدیم دیگران کنیم تا به تناسب خوش خدمتیهایشان باآنان برخورد شود.شک نکنیم که آینده نزدیک آبستن حوادثی سترگ است.در این کوران حوادث هوشیار باشیم.
زمان سوت پایان اینترنت جهانی در ایران وسخنی با فعالان جنبش آزادیخواهی
نوشته شده در موج نوشت
فریب تاکتیک اینترنتی استبداد را نخوریم!
اندک ساعاتی مانده به آغاز حرکت اعتراضی آزادیخواهان ایران اندک گشایشی در سرعت ومجاری اینترنتی ایجاد شده وبعید نیست که اوضاع در ساعات آینده بهتر هم بشود.روزهای گذشته اوضاع بسیار وخیم بود وهدف آنهم گرفتن ابزار هماهنگی ما در دنیای مجازی امااین اقدام گشایشی با هدف نگه داشتن ما در پای کامپیوتر هاست.اینها روشهاییست که استبداد برای کنترل ما به کار می گیرد.فریب نخوریم.
نوشته شده در موج نوشت
داستان این ششصد نفر چیست؟
موج فردا از منبعی کسب اطلاع کرد که ترکیه یک کاروان حدودا ششصد نفره از زائران ایرانی وخانواده هایشان را که قصد عزیمت به سوریه داشته اند را توقیف کرده است.نیمی از این کاروان زن وکودک بوده اند.هنوز ابعاد این خبر ومیزان صحت وسقم آن روشن نیست لذا از کسانی که اطلاعی در این زمینه دارند می خواهیم که آنرا در اختیار رسانه ها قرار دهند.
نوشته شده در موج نوشت
پیشنهادی جایگزین برای حمله به ایران به آقای اوباما
حاکمان مستبد وخونریز ایران که بنام پوشالی ودروغین جمهوریت بر مرکب قدرت سوارند باتکیه بر پول بی حساب نفت ومشاوران بازنشسته سرویسهای اطلاعاتی خارجی برنامه ای دقیق ومدون برای کنترل افکار عمومی را به اجرا گذاشته اند.این برنامه از کنترل فیلمنامه ها وکتابها گرفته تاسانسور شدید رسانه های منتقد واندیشه ساز را در بر گرفته است.اینترنت مشمول برنامه ای تحت عنوان مدل چینی شده وامواج ماهواره ای با روشهای روسی مورد هدف قرار می گیرند.اینها همه در حالیست که رسانه های رژیم چه در داخل چه در خارج بی هیچ مزاحمتی به فعالیت شبانه روزی مشغولند وتازه حاکمان در حضور گاه وبیگاه خود در جوامع بازغربی تریبونهای ایشان را نیز مدتی از آن خود می کنند واز آزادی بیان دراین کشورها نهایت بهره را می برند اما همین حق را برای ملت در زنجیر خود ذره ای روا نمی دارند.حقیقتا اگردرفرهنگ عمومی ایران سه ویژگی رندی،پررویی ودروغگویی را برای جماعت آخوند بر می شمارند مصداق بارز همین عملکردهاست.چند روزیست که رژیم روش جدیدی برای فشار بر رسانه های خارجی نظیر بی بی سی را آغاز کرده ودر نهایت ناجوانمردی بر زنان شاغل در این رسانه فشار روحی وارد می کند.پیشتر با رواج شایعاتی اتهامات اخلاقی وجنسی را نیز آزموده بود.البته با اوضاع وشرایطی که حکومت دارد رفتارش قابل درک است امابه هرحال حق پاسخگویی برای طرف مقابل نیز قابل درک.اکنون چند ماهیست که بحث احتمال حمله نظامی به ایران داغ شده وبوقهای رسانه ای برشیپور آن می دمند بهانه هم روشن است:حرکت رژیم به سمت ساخت بمب اتمی که البته از شواهد می توان به صحت آن پی برد.پرسش از جوامع بین المللی وبه ویژه شخص آقای اوباما این است که آیا حقیقتا آمریکا به جای راههای پر هزینه وریسک گزینه های دیگری ندارد که هم فاقد تلفات انسانی باشد وهم هزینه های مالی؟پاسخ بی هیچ تردیدی مثبت است.البته این پاسخ قطعا مورد پسند فراکسیون اسلحه سازان وکارتلهای نفتی لانه کرده در احزاب جمهوریخواه ودموکرات نیست.پاسخ این است که قدرتهای جهانی که مدام ازنقض حقوق بشر در ایران فغان می کنند بیایند وبا صرف هزینه ای اندک از کار انداختن رسانه های تصویری رژیم در داخل وخارج را در برنامه خویش قرار دهند.کاری که به سادگی آب خوردن است.اگر حاکمان غارتگر ایران می توانند عدم امکان دریافت امواج تلویزیونهای دیگران را عملیاتی کنند چرا همین برنامه برای شبکه های تلویزیونی ایران اجرا نشود!؟امواج تلویزیونی از دوروش برای گیرنده ها ارسال می شود:روش ارسال مماسی با رله وروش ارسال عمودی از طریق ماهواره.مکان ترانسمیترها هم مشخص است و تجهیزات آن نیز برای کشورهای پیشرفته ارزان ودر دسترس.انتشار امواج از مرکز ترانسمیترها به سادگی قابل اخلال است.تازه بعید نیست که بتوان از طریق همین فرستنده ها تصاویر مطلوبی را ارسال کرد یعنی جمهوری اسلامی را مجبور به از کار انداختن فرستنده ها نمود.این روش خدمتی به مراتب ارزنده تر به ایرانی وحقوق اوست تا جنگ وانهدام زیر ساختها.ملتی را نیز از شر تحمیق می رهاند وایشان را اندکی بعد قدردان کشورهای عمل کننده خواهد کرد برخلاف جنگ که کینه می آفریند.آمریکا واتحادیه اروپا بیایند و با شعار پاسخ به سانسور در ایران پخش یا دریافت تصاویر تلویزیونی جمهوری اسلامی را برای ملت در زنجیرایران ناممکن کنند وامکان فریب را ازاین حکومت فریبکار بگیرند آنوقت است که دنیا نتایج این خدمت بزرگ خود به ایرانیان را خواهد دید.اگردر برخورد با ملت ایران صادقید در این راه گام بردارید چراکه برنده ترین سلاح حاکمیت ارتجاعی ودروغگوی ایران رسانه های اوست نه تسلیحاتش.بحث نقض کنوانسیونهای بین المللی هم اساسا برای حاکمیت جور قابل طرح نیست چرا که همه می دانند که خود ممتاز ترین ناقض کنوانسیونهای بین المللیست.
نوشته شده در موج نوشت
تحریم انتخابات به تنهایی کافی نیست…..
شرایط کشور در انفجاری ترین حالت قرار گرفته است.غارتگران ستم پیشه کم کم باید خود را برای دادن تاوان خونهای به ناحق ریخته ای که به گردن دارند آماده کنند.کار به جایی رسیده که حسین شریعتنداری کثیف ودریده در یادداشتی اختصاصی برای سردار علایی مفصلا پارس کرده است آنهم پارسی از سر ترس واستیصال.اقتصاد فروریخته،شکاف در جبهه غارت،ارز دوهزار تومانی،تورم کم کم پنجاه درصدی،فشارهای طاقت افکن بیرونی،نارضایتی گسترده،جامعه فروپاشیده وبالاتر ازهمه ستم دستگاه به اصطلاح قضایی همه وهمه نشانه های همان فروپاشیست که در یادداشت قبلی آوردم.بیش ازیکسال از زمانی که گفتم نوریزاد را دریابید گذشته است.خوشحالم که از آن توصیه سرافکنده نیستم.امروز مملکت پر شده از نوریزادهایی خشم گین تر وصریح تر.نوریزاد نماد آتش افکندن در قلعه ستمگران است.نامه های او یک به یک چون نگینی در اردوگاه غفلت زدگان دیروز وهشیاران امروز دست به دست می شود.چشمها را یکی یکی می گشاید وبه جد بگویم که توطئه بستن گلوگاه اینترنت نه به دلیل واهمه از سایتهای دگراندیش واپوزیسیون که به سبب نگرانی از جنبش نوریزادیست.افسوس که پژواک فراخوان او در بیوت مراجع بی خاصیت چندان مشهود نیست.اینکه چرا چنین است؟ پاسخ روشنی دارد.این به اصطلاح مراجع چنان از عقبه اقتصادی خود نگران ودر عین حال مطمئنند که باکشان نیست در برابر اینهمه ستم سکوتی مرگبار کنند.وجوهاتشان که پولی هنگفت وبی حساب وکتاب است توسط عقب افتادگان هراسناک از دوزخ پرداخت می شود.مثل دولت مستبد که تا پول نفتش هست وبی نیاز از مالیات مردم ستمدیده است چنان از قدرت عریان علیه همین ملت بهره می گیرد که گویی مغول است که از سرزمین تسخیر شده مواجب می ستاند.بیگانگان نیز با پیش کشیدن تحریم بانک مرکزی ونفت انگشت بر جای خوبی گذاشته اند واسید را جایی ریخته اند که به قول محمود دیوانه بد جوری سوز آورده است.یعنی قطع شریانهای اقتصادی.ملت ستم دیده نیز اگر بخواهد بدون جنگ از سیطره ستم بیرون آید باید در کنار تحریم انتخابات به قطع شریانهای اقتصادی ستمگران در داخل همت بگمارد.برای فعالان زیرک جنبش آزادیخواهی این نکته سرفصل تحریمی فعال وکشنده است.باید درکنار روشنگری های پیوسته از فرصت استفاده کرد وبه مردم گفت:پرداخت وجوهات به مشتی ستمگرنواز فربه از مفت خوری هیچ مبنای دینی واخلاقی ندارد.باید از ایشان پرسید که در کجای قرآن وآموزه های دینی آمده است که پول بی زبانتان رابه آخوندهای بی صفتی بدهید که به ستمگران شما دست مریزاد می گویند.باید مراجع بفهمند که ملت به زودی برای قطع پرداخت وجوهات اقدام خواهند کرد.آقای صانعی در اظهار نظری عجیب خود را در جایگاه خالق قرار داده به نوری زاد آزاده می گوید که اگر به درخواست تو عمل کنم همین آب باریک هم به روی نیازمندان بسته می شود وامیدشان قطع می گردد!! زهی بی شرمی!بگذار امیدها از امثال شما قطع شود تا گرسنگان در مانده به سمت بیت رهبر در پاستور حرکت کنند.چرا با ترس وعافیت طلبی وتوجیه بدتر از گناه نفت بر چراغ ستمگران می ریزید!؟پس کجا رفت آن شعارهای حسینی ویزید ستیز شما!! ملت باید بپاخیزد.به این جماعت وجوهات دادن شراکت در خونریزیست.مردم باید پول هایشان را از بانکها وصندوقهای مافیا بیرون بکشند ودلار وسکه بخرند.بانک بسیج وانصاروموحدین واین خزعبلات که بازوهای غارت وستمند باید از عقبه حمایتی خالی شوند تا پول حاصله صرف سرکوب وپارازیت وفیلترینگ نشود.بهترین پاسخ به غارتگران واوباش همین است واین رسالت همه ماست که در کنار دعوت مردم به دوری از صندوقهای خیمه شب بازی رای انجام خواهیم داد.فقط تحریم انتخابات کافی نیست.این آگاهی بخشیست که درکنار تحریم انتخابات ارزش تحریم را هویت می بخشد.حاکمان به توصیه سرکرده شان به سادگی صندوقهارا پر خواهند کرد ابایی که ندارند.نتیجه اصلی را ما زمانی خواهیم دید که ملتی آگاه را از صندوقها دور کنیم واین همچون سم مار کبراست برای فلج کردن حکومت ستم.خوشبختانه اکنون دیگر تنها نیستیم.خیل پاسداران گمنام وملتی فریب خورده که بیدار شده اند نیز کم کم با ما همراهند.از این فرصت بهره باید گرفت.البته در مورد انتخابات بعید نیست که با شانتاژو ارعاب تبلیغ کنند که اگر رای ندهید از استخدام ودانشگاه خبری نیست.این حنا هم دیگر رنگی ندارد.ملت خواهند پرسید از کدام شغل وکدام استخدام بیممان می دهید!؟ دانشگاهها هم که رایگان نیست.این شما هستید که باید التماس ملت را بکنید تا در دانشگاهها ثبت نام کنند وپول بدهند! خلاصه بد هچلی وبال گردنشان شده!نه راه پس دارند نه پای پیش!فعالان هوشیار وعزیز جنبش بیایید این فرصت را از کف ندهیم.آزادی همین نزدیکیها دارد به ما لبخند می زند.برخیزیم.برخیزید.از مانیتور وصفحه کلید کامپیوتر واز لینک گذاشتن تنها نتیجه عاید نمی شود.برخیزیم.
نوشته شده در موج نوشت
سردار زشت رو لو داد:اولین نخست وزیر استبداد کیست؟
فرمانده انیرانی وابله بسیج در یک جمع اختصاصی از خشک مغزان کله گچی وعملگان قدم به مزد بند را آب داد وثابت کرد که زمزمه های سیاسیون در باره آغا مجتبی کاملا درست است واین خام خونریز سودای ولایت در سر دارد.بنابر نقل سایت معتبر روز آنلاین سردار کریه المنظر در این جلسه در باره ولایی بودن غلامعلی خان حداد عادل یا همان شداد ظالم معروف چرندیاتی راگفت که تایید کاملی بر نظر دکتر سروش در باب غلام پروری حکومت است.جالب اینکه او برای اولین بار هم صراحتا دامادی آغا مجتبی را پیش می کشد وهم پدر زن او را نامزدی در انتخابات فرمایشی معرفی می کند که اگر رای نیاورد لطمه به ولیعهد خونریزوبه تبع آن ولی غلام پرور است.جالب اینکه به عملگان می گوید تمام تلاشتان رابرای رای بالای حداد عادل بکنید که او غلام علی است وپس ازانتخابات هم برای او برنامه ها داریم که به وقتش اعلام می شود.نوع اظهار نظر حکایت ازبرنامه ها وبحث های پشت پرده ای دارد که او مامور اعلام آن شده است.اما این برنامه چیست که سردار قاتل وعده اش را می دهد؟هدف چیزی جز این نیست که پس از تشکیل مجلس قلابی به سمت حذف ریاست جمهوری قلابی بروند وغلام علی را نخست وزیر کنند.این غلام اگر نخست وزیر شود در مجلسی که نوکران وچاکران در آن جمعند دیگر آغا چه دغدغه ای خواهد داشت؟!این غلام کم کم می تواند زمینه را برای تبدیل ولیعهد به ولی مهیا کند!می گویند شتر در خواب پنبه دانه زیاد می خورد اما فکر نمی کنم لذت آن بیش ازخوردن پنبه دانه هایی باشد که سردار وغلام علی می خورند!اگر نه این است پس منتظر گذشت زمان می مانیم .
نوشته شده در موج نوشت
حاکمیت فروپاشیده است،اکنون چه باید کرد؟
حاکمیت جمهوری اسلامی در طول عمر سه دهه ای که سپری کرده هیچگاه تا بدین حد به هچل گرفتار نبوده است.فشار ها از هرجهت به حدیست که آقایان تنبان زرد کرده اند.موج فردا با اینکه نه پیشگوست ونه علم اسطرلاب می داند اما در چند یادداشت آنهم ماهها پیش این اوصاف حکومت را پیش بینی کرده بود.نوشتیم که حکومت در آستانه فروپاشیست.شاید جز تحلیلگران کسی معنای این فروپاشی را درک نکند چون ظاهر امر عادی می نماید اما واقعیت این است که حکومت از فاز اول فروپاشی عبور کرده است.نشان بارز آن هم اینکه عملا کنترل تمام عیار امور در دست نظامیان است ودولتی به معنای واقعی حاکم نیست.فرمانده سپاه حاکم نظامیست به قم می رود،خط ونشان می کشد تطمیع می کند وخلاصه به زبان عمل می گوید که حاکم منم نه دولت!فاز دوم فروپاشی نیزکم کم خود را نشان خواهد داد.علائم آن از هم اکنون هویداست.اسم انتخابات نم ازدهانشان می کشد وضرباهنگ قلبشان را به حدی بالا می برد که درلباس پاسداری یا لباده ملایی رقص سینه لرزان دارند.تحریم انتخابات از یکسو وجایگزینی رقیب سفاک واسلحه دار با اصلاح طلبان کم خاصیت ازسوی دیگر خوابها را آشفته کرده است.راستی اگردارودسته جبهه پایداری مصباح با تقلب ومضیقه مواجه شوند وکار به حضور خیابانی هوادارانشان بیانجامد آیا لایه ای از این هواداران که در اطلاعات سپاه لانه کرده اند تک تیراندازانشان را به پشت بام ولابلای شمشادهای خیابان اعزام نمی کنند.شک نکنید که ذره ای درنگ نخواهند کرد واین همان نگرانیست که ذلیل جعفری از آن نگران است.حق با علی کشتگر است که می گوید ریشه جنگ نمایی در خلیج فارس نه احتمال جنگ که فضا سازی برای سرکوب افعی دوسریست که در خانه خونریزان لانه کرده است.خونریزان سفاک اگر موفق به حفظ مجلس فرمایشی نشوند ودومای ایرانی را به دست مردک روانی احمدی نژاد بسپارند کارشان تمام است اگر هم سخت جانی کنند جبهه پایداری غارت که سودای ولایت جهل مصباحی در سر دارد کوتاه نخواهد آمد.بازی مرگ وزندگیست.اگر دقت کنیم می بینیم که سازمان حکومت در قالب طرحی جامع هم تلاش برای شکافتن جبهه اپوزیسیون دارد وهم مجاری اطلاع رسانی در داخل را به بد ترین شکلی مهار می کند.شبکه های ماهواره ای خبری نظیر بی بی سی و صدای آمریکا در ساعات کلیدی شب قطع می شوند وعجله برای قطع اینترنت وبکار افتادن موتور جستجو گر ایرانی به اضطراب انجامیده است.چرا چون نگرانی اصلی را دریافته اند:آگاهی عمومی وافزایش قدرت تحلیل در جامعه، بیش از یک سال پیش در قالب سخنی با اصلاح طلبان ودر یادداشتی نوشتیم که انتخابات بی انتخابات.هدف رسیدن به همین نقطه بود.هرچه رقبا از میدان بیشتر دوری کنند زمینه برخورد این دو افعی بیشتر می شود واین همان رویارویی آخر است.در این میان اما نقش ما تحریم منفعل وسکوت نیست.تحریم فعال است وموضوع فعالیت استفاده از فرصت برای آگاه کردن اقشار بی اطلاع جامعه از شرایط وآرایش نیروهاست.باید به میان مردم رفت وآنان را درجریان امور قرارداد.در جنوب شهرها مردم کمتر از مسائل مطلع اند.بیهوده نیست که سخت گیری برای داشتن تجهیزات ماهواره درآنجا بیشتر وتماشای شبکه های ماهواره ای جرمی سنگین تر است.جنوب شهر ها که از خواب برخیزند کار تمام است.حکومت هم این را خوب می داند.اگر جوانان وفعالان جنبش از میزان نگرانی حاکمان غارتگر از دانستن در جنوب شهرها اطلاع داشتند آب دستشان بود زمین می گذاشتند وقدم بر می داشتند اما افسوس که از این مهم غفلت می شود.باید به عموم مردم گفت که با عدم حضور در انتخابات از این دعوا کناره بگیرند وتماشاچی فرصت شناسی باشند تا به وقت موعود سر هر دو افعی به سنگ همتمان له شود.فرصتی برای اشتباه نیست.اکنون باید میدان را خالی کنیم تا غارتگران در غیاب ما به تسویه حساب بپردازند.سوت وکف باید زدوهلهله باید کرد که مقدمه جشن آزادی ملت ازچنگال دیوان دور نیست.خونهای به ناحق ریخته کم کم دارد ثمر می دهد.صبر،زیرکی ،اتحاد والتزام به اندیشه جمعی کارت دعوت همه ما به ضیافت عروسی استقلال وآزادی کشورمان است.زنده باد فعال سیاسی هوشمند وعملگرا وپاینده باد جنبش غارت ستیزو سبزایران.
نوشته شده در موج نوشت
قهوه تلخ،انتخابات وسیاستهای ارعابی حکومت
یکی دوروزی برای استراحت آمده ام .قول دادم که هرگاه ممکن شد بنویسم واکنون این امکان فراهم شده ومی توانم این یادداشت را تقدیم خوانندگان عزیزکنم هرچند باز پس از این به ماموریت خواهم رفت وداستان غیبتم تا زمانی نامعین ادامه دارد.برای صرفه جویی در زمان ومکان چند مطلب رادریک پست می آورم وابتدا حکایت قهوه تلخ :
از روزی که اولین قسمت قهوه تلخ منتشر شد برخلاف انتقادهای فزاینده و برغم نظراکثریت اینترنتیهای عزیز گفتم که این سریال ارزش توجه دارد (نظیر این اختلاف من با این اکثریت در جای دیگری هم بود وآن زمانی بود که عده ای دعوای احمدی – خامنه ای را زرگری وکاذب تصورمی کردند ومن واقعی می دانستمش) ودیدیم که سریال بسیارپیام دار بود. نوشتم که به هر دلیل یا انگیزه ای که باشد قهوه تلخ نظام سلطلن فقیهی را به چالش ترسیم کشیده است.ابهام آنجا بود که این سناریو چگونه توانسته از چنگال اوباش حاکم بر وزارت ارشاد احمدی مجوز بگیرد.تامدتها این پرسش باقی بود اما پس از شفاف شدن جریان مشایی توانستم پاسخی برای آن بیابم وآن اینکه این سریال احتمالا با حمایت پنهان اسفندیار خان کاغذی از داستان این سریال برای آماده سازی اذهان عمومی وبا هدف تخریب وعبور از خامنه ای اجازه انتشار یافت.اما از آغاز سال 90 بازی ناگهان عوض شد.قسمتی از سریال که به ظهور فرزند روستایی جهانگیرشاه اختصاص داشت احیانا به دلیل مشابه بودن با آقا مجتبی مورد قبول ارشاد قرارنگرفت وشالوده سریال به هم ریخت وادامه داستان شلم شوریایی شد که نگو وافکار عمومی نیز به سرعت واکنش نشان داد به گونه ای که قسمتهای 21 تا 24 کمترین فروش را داشتند وبسیاری از عرضه کنندگان سی دی ها را عودت دادند.این درس بزرگ برای مهران مدیری فراموش نشدنیست. چهره مغبون او در ابتدای قسمت بیست وپنجم واعلام ضرورت تغییر در یکنواختی پدید آمده در سریال سند اثبات ادعای ماست.اگر هنرمند از جامعه ببرد وبه هوای پول واعتبار بازیچه قدرتمداران شود اینگونه دست وپا بسته اسیرخواهد شد.حقیقتا سرمایه گذاری مدیری در آستانه نابود شدن است .شریفی نیا وبختیاری ودیگران این آیینه را در جیب خود داشته باشندوهر از چندی بدان نگاه کنند وبدانندخودرا به سیاستمداران فروختن از تن فروشی ذلیلانه تر است.حاکمان فعلی به هیچ وجه قابل اعتماد وخدمت نیستند.ذلت تحمیل شده برزن سعید امامی که رفیق گرمابه وگلستان خجسته خانم بود را ندیدن نهایت بی خردیست.هنرمندان که جای خوددارند.
سرفصل دوم این پست موضوع شرکت درانتخابات است.شاید موج فردا کمتر از چهار ماه پیش واز اولین وبلاگهایی بود که بر ضرورت عدم شرکت در انتخابات تاکید کرد.هنوز این یادداشت با عنوان «انتخابات بی انتخابات (سخنی با اصلاح طلبان)»ولینک آن در بالاترین موجود است.گفتم وباز می گویم که از این پس شرکت در هرانتخاباتی آنهم به سیاق گذشته نهایت ابلهی سیاسیست.حکومت خامنه ای باید سخت جریمه شود.باید بفهمند که اگر به آنان لطف کردیم وانتخاباتی بزرگ را سامان دادیم می بایست قدردان صداقت ما می شدند ونوک انگشتان استامپ زده ما رامی بوسیدند.نه تنها چنین نکردند که خونمان ریختند و زندانمان کردند تا در غیبت فرشتگان دیوها را به رقص آورند.بگذار امثال خباز ابله وآن دبیر احمق حزب مردمسالاری در انتخابات جنتی ساز شرکت کنند وبه وکیل الستم شدن خویش ببالند تا به وقتش اما موج فردا از این پس نه تنها در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کند که دیگران را هم روشنگرانه از هرگونه مشارکت حکومتی باز خواهد داشت.بگذار تقلب کنند یا هر غلطی که می خواهند بکنند.ما که از نگاه کردن به عکس کشته شدگان سرافراز کودتا احساس شرم می کنیم اگر غیر از اینی کنیم که می گوییم.از موسوی عزیز وکروبی شجاع شرم داریم که 150 روز است در زندان دژخیمان اسیرشان کردیم ودر غیاب آنها حتی خیال مشروعیت بخشی به خامنه ای را هم داشته باشیم.این حکومت اصلاح پذیر نیست وتلاش بیهوده در این مسیر تنها مارا به آلت دست ستمگران حاکم تبدیل می کند.دیوار مشروعیتشان را فروخواهیم ریخت تا بدانند که تلاششان برای ترساندن ما نشان از بی لیاقتی ونفهمی خودشان دارد.پیشتر باز نوشته ام که حکومت این اوباش شمارش معکوس برای فروپاشی را آغاز کرده باید بسیار بی عقل باشیم که در این شرایط به انتخابات فکر کنیم.رهبر وایادی اش مخصوصا سردمداران سپاه باید برای پرداخت تاوان خونهای ریخته شده در ایران وسوریه آماده شوند.
اماسرفصل سوم به تحلیلی اختصاص دارد که شاید به خواندنش بیارزد وآن توجه به تاکتیکهای زیرکانه حکومت در برابر ماست. کنشگران سیاسی به ویژه سبزهای جوان باید بیش از اینها هوشیار باشند وبازی خوانی کنند.هیچ دقت کرده اید که در نزدیکی مناسبتها سروکله دختران تجاوز شده گمنام در اینترنت وتلویزیونهای ماهواره ای پیدا می شود وپس از چندروز فروکش می کند؟ دقت کرده اید که درحالی که به زندانیان عزیز ما فشار می آورند هم این فشارها را درنهایت بی توجهی افزون می کنند وهم خود در انتشار اخبار آنها غیر مستقیم سهیم هستند؟ همه این اقدامات در چارچوب سیاست ارعابی آنان است ودر حقیقت تاحد زیادی هم موفق شده اند.می گویند مردم را بترسانید خیلی از مشکلات حل می شود.بارها نوشتم که تمام این اقدامات در قالب سازوکار پدافند غیر عامل است. باید دقیق باشیم ،فکر کنیم وسنجیده قدم برداریم.نباید ناخواسته به بلندگوی تبلیغ سیاست کودتاگران تبدیل شد.تجاوز در زندان که بدتر از تجاوز در خمینی شهر نیست ضمن اینکه اینان دیگر جرات چنین غلطهایی را نخواهند داشت.چرا می ترسیم وترس می پراکنیم؟ این حکومت ذلیل تر وترسو تر ازآنست که فکرش را می کنیم.به خدا با یک پیشته گربه ای شلوارشان را خیس می کنند.چهره تلویزیونی همین سردار رادان را در خرداد88 به یاد ندارید؟وحشت از چهره اش موج می زد.بیایید به جای این ترس وترس افکنی به افشاگری وتشجیع روحیه ها بپردازیم.بیایید ضمن خنثاکردن سیاستهای ارعابی حکومت ماشین اقتصاد کودتا را پنچر کنیم.هیچ به صندوقهای مالی قوامین وانصار وهزارکوفت وزهر ماردیگر دقت کرده اید.با چه شرایطی وام می دهند؟اصلا از کجا اداره می شوند،چرا شکل گرفته اند؟ آیا به خانواده هاونزدیکانمان گفته ایم که اسیر این صندوقها نشوند چرا که این صندوقها نقش همان بانکهای جهانی وصندوق بین المللی پول را در داخل بازی می کنند تا از طریق کنترل بدهی مردم آنان را سرگرم وزمینگیرکرده به خاموشی بکشانند؟ آیا اندیشیده ایم که لیزینگ خودروها هم همین هدف را دنبال می کند.چرا تاکسی داران اعتصاب نکردند؟چون بدهکارند وفلان فامیل یا آشنایان هم ضامنشان شده اند. اگر نتوانند وامشان را باز پرداخت کنند حقوق ضامنها توقیف خواهد شد.اینها مسائلیست که باید به آنها دقت نمود وخنثایشان کرد.حاشیه رفتن وناامید شدن که هنر نیست.با اینهمه بدانیم وستمگران نیز بدانند ولحظه بشمارند که آتشفشان خاموش ملت در حال غلیان است.این توبمیری از آن توبمیریها نیست اگر هوشیار باشیم وگام برداریم.با این حرف بهنود سخت موافقم که در پاسخ به منتقدان پارازیتی اش گفته بود اگر با نظر من مخالفید برای دعوت مردم به تحریم انتخابات گام بردارید. حقیقتا اگر درجبهه کودتا تنها 20درصد هوش کاربران سبز اینترنتی وجودداشت چه ها که نمی کردند.چرا از این سرمایه بهره نمی گیریم؟به جای به خیابان آمدن باید به فعالیتهای مخفی تبلیغی پرداخت.این کار هیچ هزینه جانی ندارد وبنیاد ستم را اساسی پوک می کند.به پایین شهرها برویم ودرخفا به بهانه های مختلف با مردم ناآگاه سخن بگوییم.پاشنه آشیل حکومت ستم در حاشیه شهرها قراردارد.آنجارا باید زد.بدرود
نوشته شده در موج نوشت
اطلاعیه مهم ویک عذرخواهی
پیشتر عرض کردم که از 26 فروردین موج فردا به روز نخواهد شد.چند روز نیز چنین شد.اما سفر کاری ما به تاخیر افتاده وبا ناهماهنگی هایی نیز مواجه شده است.در این چند روز بیکار ننشستم ویادداشتهای کوتاه را درهارد لب تاپم حفظ کردم.اکنون این یادداشتها در پستهای قبلی تقدیم خوانندگان شده ومی شود اما اگرخدابخواهد سفر بلند ما در چند روز آینده قطعی خواهد شد و اطلاعیه پیشین تحقق خواهد یافت.قول می دهم اگر فرصت شد ومطلبی درخور داشتم به شکل خلاصه هم که شده تقدیمتان کنم اما عمل به این قول هم به این شرط است که امکان آن فراهم باشد که خوشبختانه تا به امروز فراهم شده است.بنابر این علیرغم انتشاریادداشتهای احتمالی بعدی تا اطلاعیه رسمی موج فردا انتشار مستمر موج فردا معلق خواهد بود.همه دوستانم را تا فرصتی دیگر به خدا می سپارم.
موج فردا
نوشته شده در موج نوشت
هشدار به کاربران بالاترین! مراقب اجنه باشید
همه آگاهان سیاسی که فکر می کردند قهر احمدی نژاد از خامنه ای به داستان برکناری مصلحی مربوط است پس از شنیدن این خبر انگشت حیرت به دندان گزیدند.خبر این بود: غفاری رابط احمدی نژاد با اجنه دستگیر شد. هنوز زمان چندانی از خبر دستگیری غفاری نگذشته بود که یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود در گفت وگوبا خبرنگار موج فردا اطلاعاتی را افشا نمود که چون برای تداوم جنبش سبز بسیار حیاتیست موج فردا آنرا منتشر می کند.
ماکننفش (مقام آگاهی که نخواست نامش فاش شود) گفت: یک شب مقام معظم رهبری که در خوابگاه مشغول نوازش خجسته بوده در حالی که به زلفها می رسد متوجه می شود قسمتی از موها که ایشان به آن دست نزده درحال تکان خوردن است.از زلف بازی دست می کشد اما می بیند که نخیر موها با دستی غیبی نوازش می شوند.خجسته خانم هم میان خماری خواب ونشئگی معاشقه به آسید علی آقا می گوید:علی امشب چه شده خیلی ملکوتی نوازش می کنی! سید علی که کاررا تعطیل کرده خیز برمی دارد و نیمه عریان وبا فریاد به دفترمراجعه می کند که این حجازی ابله را صدایش کنید ببینم اینجا چه خبر است.ظرف چند دقیقه حجازی حاضر می شود ومورد عتاب آقا قرار می گیرد که با این پولی که به تو می دهیم می توانستیم موساد را بیست وچهار ساعته به خدمت بگیریم.مردک من درحال زناشویی می بینم که با زلف محبوبم بازی می کنند آنوقت تو به عنوان مسئول امنیت بیت در کپه مرگت خرناس می کشی؟! میرحجازی که هاج وواج مانده با نابوری به آقا نگاهی می اندازد وبا این تصور که خواب زده شده است می گوید چشم آقا پی گیری می کنم. تا این حرف از دهان میرحجازی در بیاید یک کشیده به صورت گلگونش نواخته می شود.سرش را پایین می اندازد ومی گوید آقا چرا می زنید گفتم که پی می گیرم.آقا می فرماید من زدم؟میرحجازی می گوید بله!چه دست سنگینی هم دارید!آقا هم متقابلا فکر می کند که رییس امنیت بیت خوابزده شده می گوید من نبودم حالا برو بخواب فردا علی الطلوع بررسی کن ببین چه کسی نامرئی وارد بیت شده!ببین این کارگردان هالیوود از آن مایع به فتنه گران نداده باشد که نامرئی شوند وناغافل به بیت بیایند وکارمان را بسازند.بگو هرکه به او پول داده بیست برابرش را بگیرد واورا معرفی کند.حالا گمشو! میرحجازی با حیرت می رود وفوری تمام مسئولان امنیتی را فرا می خواند به علاوه تیم روانپزشکی بیت.نیم ساعته همه جمع شده اند وایشان داستان را می گوید.مدیرکل اداره رمالی وزارت می گوید:آقای میرحجازی !در شنود هایی که داشتیم چند تماس وجلسه از مشائی با افرادی ضبط شده که برای ماهم تعجب آور بود.در باتدا یک نفر به مشائی زنگ می زند اما پس ازدقایقی ناگهان یک کنفرانس بیست صدایی داریم که منشا آن برای ماهم نامعلوم است!!میرحجازی با شنیدن این خبرفوری همه را مرخص می کند به استثنای مدیرکل مذکور.جلسه با اوتاصبح ادامه پیدا می کند وقرار می شود ظرف 24 ساعت موضوع کشف شود.حاصل این بررسی کشف شبکه جن گیری در نهاد ریاست جمهوری بود که ابتدا به برکناری رحیم مشایی رییس این شبکه منجر شد و منشا قهر احمدی نژاد هم همین قضیه بود.قرار شد برای حفظ آبرو بگویند مصلحی استعفا بدهد ومابقی ماجرا را که رسانه ها هم نوشتند و می دانید. خلاصه اینکه دستگیری غفاری خیلی تکان دهنده بود.او اعترافاتی کرد اما بازجو ودیگران باور نکردند.گفتند ثابت کن.گفت می گویم سامیختا جنی که معاونت امورقتل است امشب تورا بکشد.بازجو خندید وبه مسخره گفت فقط بگو زجر کشم نکند!خلاصه بازجو همان شب مرد واعترافات غفاری ارزش پیداکرد.گفت ما چند جن را مامور بیت کرده ایم تا خبر بیاورند.یکی از آنها شاموختا جوان مجردیست که در خوابگاه آقاست.نیمه شب که ایشان مشغول تلاوت دعای ندبه در حالت چهاردست وپا بوده اند شاموختا از حال طبیعی خارج می شود ومی شود چرخ سوم دعا ومارا اینگونه خاک برسر می کند.الان هم به دستور عفر جن در بند شده است.او در اعترافاتش می گوید که هر مقام حکومتی که فکرش را بکنید تحت نظر اجنه ماست.او همچنین در این بازجوییها به اطلاع داشتن احمدی نژاداز کل ماجرا اعتراف می کند وحتی می گوید که اجنه را درانتخابات نیز به کار گرفته است.اعترافات تکان دهنده او گاه صورتی غیراخلاقی پیدا می کند که ماکننفش (مقام آگاهی که نخواست نامش فاش شود) از توضیح آنها خودداری کرد.او درپایان گفتگو به دلیل پایان قهر احمدی نژاد پرداخت وگفت: برخلاف آنچه گفته می شود احمدی نژاد تنها با این قول آزادشده که اجنه را برای شناسایی کاربران بالاترین به بیت رهبری اجاره دهد. ماکننفش گفت به بچه های بالاترین هشدار بدهید که در موقع لاگ – این خیلی مراقب باشند.ضمنا با شورتک یا لخت نشستن پشت کامپیوتر هم فایده ای ندارد چون هماهنگ شده برای کاربران متناسب با جنسیتشان واز اجنه متاهل وسالخورده استفاده شود تا مثل جریان خوابگاه آقا قضیه لو نرود.
نوشته شده در موج نوشت